سه شنبه یازدهم اسفندماه سال 1394  02:50 قبل از ظهر



نوشتار کوتاه قبلی دو واکنش در پی داشت که خوانندگان محترم در بخش نظرات عنوان کردند.

 

1-   «آقای ...، اندیشه ی دینی انچنان که بر مرکزیت خدمت به خدا، بعنوان هدف آفرینش می گردد، به دنبال کرامت انسانی نیست. پس اگر پای انسان در لجن است و قامت او خمیده جای تعجب نیست.
اما انچه مردم بینوای ما را به پای صندوق های رای کشاند، نه باورمندی به شعارهای سیاسی بود،بلکه تنها نمایشی از همبستگی بود. برای قشر وسیعی از جامعه ی ایران محرز و مشخص است که آنان که نام مسئولین نظام و جامعه بر خود یدک می کشند، توان و لیاقتی برای مدیریت ندارند، دوام مدیریت انان متکی ست به همین آسیب هایی که دلسوزان جامعه در پی رفع آن است. اگر رایی در این جامعه در ازای پول مبادله می شود، گویای ان است که فقر را نهادینه کرده اند.همه چیز فروشی است. روزگاری وجدان می خریدند...اکنون وجدانی نمانده.
امید چندانی به اصلاحات در راس هرم نبوده و نیست. اما انان که سودای اصلاح دارند نیز تا کنون نه راهکاری ارائه کرده اند نه تدبیری اندیشه اند».

 

2-   «در اینکه نگرش های دین محور در مدیریت جوامع مدرن کاستی هایی اساسی دارد با شما موافقم.دین در وجه اجتماعی اش با وجود 'امکان' داشتن کارکردهای مثبت، اغلب پوششی است بر دیوان تشنه قدرت برای درآمدن به هیات پری.
اگر مبحث جامعه شناختی خلاصه و مستدلی راجع به پای لنگان 'ماهوی' دین در مدیریت اجتماعی اراءه بفرمایید سپاسگزار خواهم بود.».

■■■■■■■■■■■■■

 

  هر دو کارکرد می توانند مفید یا مضر باشند. متولیان امور دینی و هواداران تجمیع دین با سیاست البته هیچگه نه خود به کارکردهای مضر دین یا با تسامح بگویم پتانسیل داشتن کارکرد مضر پرداخته اند و نه به دیگران چنین اجازه ای داده اند. سرنوشت کسانی مانند احمد کسروی که پا به این وادی گذاشتند، پیش روی همگان است.اینکه دین با وجود داشتن کارکردهای مثبت مستعد تزویر و ریاکاری است، را می پذیرم با این توضیح که هر دو روی سکه یعنی دین و شخص دین دار ظرفیت این امر را در خود دارند.قصد تطویل کلام ندارم اما دین هم مانند هر پدیده اجتماعی دیگر، چنان تدوین شده که خودش فضای ریاکاری و سرپوش نهادن بر بسیاری جنایات را به دست شخص دیندار می دهد.مثلا وقتی که برخی ادیان در مورد برده داری یا نکوهش آن قوانینی دارند، به طریق اولی می رساند که در ابتدا اصل بر پذیرش آن بوده است. بسیاری امر شر در زندگی ما و زندگی پیشینیان هست و بوده که ادیان حتی اشاره ای به آن نمی کنند؛ چون موضوع محوری این ادیان محسوب نمی شود که عطف توجهی به آن داشته باشند.

اما اینکه پای لنگان ماهوی دین را چگونه از منظر جامعه شناسی بررسی کنیم؛ نیاز به فضای تحلیلی دارد که دست کم برای من مهیا نیست و العاقل یکفیه الاشاره. بررسی دین با این نگرش، در وهله ی اول زدون قداست از آن را می طلبد که بعد از آن مانند دیگر پدیده های اجتماعی بتوان در موردش گفت و شنید. اینک، نمی توان. به تعبیر مولوی نیزه بازی است اندر میدان تنگی که نیزه باز را به تنگنا می افکند.

خواننده دیگری نوشته که هدف دین، تأمین کرامت انسانی نیست و من می گویم که این مهم یکی از اهداف مهم دین اسلام است. اختلاف بر سر مفهوم را کنار بنهید. به جای کرامت بگذارید سعادت، خوشبختی، به بهشت رفتن و ...

همین کرّمنا بنی آدم ... را به علاوه دیگر آیات و روایت و در کل سنت اسلامی در نظر بیاورید. اصلن، رسالت رسول بر این اصل مبتنی بود که انسان جاهل و گمراه و نابینا و شقی را دانا و بینا و سعید کند و نیز به صراط مستقیم هدایتش بگرداند.حملات سالهای اولیه رهبران اسلام با همین هدف بود که دیگران در وادی ظلمات گمراه شده اند و اینک دین جدید ابتدا با دعوت و سپس با شمشیر این هدف را برآورده کند و به کرامت برساند.

خواننده محترم نتیجه هم گرفته که چون هدف دین کرامت انسان نیست پس فروغلطیدن انسان در لجن و خمیده شدن قامتش اتفاق افتاده است.

از آن مقدمه این نتیجه به دست نمی آید. به علاوه، نه در روزگار ما، که در تاریخ، فراوان مردم و ملتهایی هستند و بوده اند که مبنای مدیریت جامعه و کشورشان دین و قوانین متسخرج از آن نبوده و هم قامتی راست و افراشته داشتند و هم پای شان در لجن فرو نرفته است. می دانم که ذهن تان به سمت آزمون و پس آزمون تاریخی می رود که موردی را پیدا کنید که دینی در میان جامعه نبوده، سپس با ورود دین، تغییرات پیش و پس از آن را مقایسه کنید. همین جاست که می گویم لازم است محقق قبای تدین از ذهن و ضمیر خویش به در آورد و دین را مانند ورود تکنولوژی به یک جامعه، پس و پیش آزمونی تطبیق دهد. اگر به تعبیر پدیدار شناسان توانستید با ذهن خالی و به دور از آموخته ای دینی و مذهبی به چنین جایگاه رفیعی دست بیازید، نتایج بسیار شایانی عایدتان می شود.

نکات دیگر در پیام یعنی انتخابات و سیاست و ..- را به فرصتی دیگر بسپاریم.


  • آخرین ویرایش:سه شنبه یازدهم اسفندماه سال 1394
نظرات()   
   
شنبه هشتم اسفندماه سال 1394  05:42 بعد از ظهر

در دوره مدرن، انسان مرکز و محور جهان قرار گرفت و همه ارکان جهان در خدمت او. اشاعه این تفکر هم پیش از همه، توسط فلاسفه و میراث بران عهد روشنگری انجام شد. کسانی مانند اگوست کنت که مرحله اثباتی را زمان حاکمیت دانش و دانشوران می دانست. این اندیشمندان به صورت پیدا و پنهان، از ناکارآمدی اداره و مدیریت جوامع به وسیله دین و متدینین سخن گفتند؛ چرا که تجربه ای طولانی از این ناکامی و ناکارآمدی را در تاریخ پیش روی داشتند.پیروزی این تفکر با هر اسم و عنوانی که باشد، معادل ارج نهادن به انسان بما هو انسان فارغ از دین و مذهب و رنگ و جنس و قومیت و ملیت و... بود. نفس انسان بودن او را واجد حقوقی می کرد که به خصوص دولتها متعهد و ملتزم به رعایت آنها بودند. هم از این روست که عبدالکریم سروش با بنیاد نهادن مکاتب اخلاقی، حتی دین ( و همچنین اخلاق)را به خادم و مخدوم تقسیم می کند.خلاصه اینکه انسان به مرتبت و منزلتی دست یافت که پیش از آن نداشت.سیاست و اقتصاد و دین و فرهنگ و... همگی در خدمت آسایش و آرامش انسان قرار گرفتند و به خصوص پس از تشکیل دولتهای رفاه محور در قرن بیستم آن رتبت و منزلت فزونی یافت.تقسیم بندی های کسانی مانند فوکو با مفاهیمی چون ابژه و سوژه نیز ریشه در همین فرایند و تفکر داشتند.

امروز شنبه 8 اسفند 1394.

در ایران، هیجانات و احساسات و معادلات سیاسون و نظامیان و اقتصاددانان، متمرکز شده بر نتایج انتخاباتی که در واقع نمایشی است از پیش طراحی شده تا کسانی به سودای دستیابی به منابع قدرت، آن را اجرا کنند و به مدد رسانه های جمعی و قطب بندی های کاذب، سخن از مشارکت سیاسی و دموکراسی برانند. گویی معنای این مفاهیم گرانقدر در ایران اسلامی کاملن وارونه شده است.سخنرانی ها و اطلاعیه های جماعت مثلن انتخاب شونده را که تورق می کنی، یکسره سخن از خدمت به مردم گفته اند و تکلیفی که از منشأ الهی به آنان الهام شده تا وارد این معرکه طاقت فرسا بشوند.

در همین روز، مرد کارتن خوابی در تهران دچار مرگ شده است و تصویرش را رسانه ها مخابره کرده اند.سیاسیون چنان درگیر نتایج انتخابات هستند که یادشان نیست برای خدمت به کدامین مردم چنگال به سر و روی همدگر می کشند؟. آیا، کرامت انسانی را که فریاد می زنند همین کارتن خوابی و فقر و بیکاری و اعتیاد و روسپی گری و کارگری جنسی و... معنا نمی کند؟.

به راستی مدیران جامعه ایران که در وقت و بی وقت مستمع را از آیه و حدیث و روایت بی نصیب نمی گذارند، فرصت دیدن این تصویر و ده ها مورد از این را که هر روز در مسیر منزل محل خدمت شان!! اتفاق می افتد، دارند؟!.

 و این همه نابسامانی نشان از آن ندارد که دینداران و به خصوص فقیهان توانایی پاسداشت مقام انسانی و مدیریت جامعه را ندارند؟. این حرمت و کرامتی بود که وعده داده بودند؟.


  • آخرین ویرایش:شنبه هشتم اسفندماه سال 1394
نظرات()   
   
آخرین پست ها

ترس هایمان را می لیسیم؟..........سه شنبه نوزدهم شهریورماه سال 1398

دروغگویی اصول – اصلاح گرایان با محک فوکویی..........جمعه بیست و پنجم مردادماه سال 1398

درد فراموش شدن..........چهارشنبه بیست و سوم مردادماه سال 1398

نکته هایی از دیکتاتور شیلی..........پنجشنبه هفدهم مردادماه سال 1398

کشور خودکشی..........دوشنبه بیست و چهارم تیرماه سال 1398

از بنیامین..........چهارشنبه نوزدهم تیرماه سال 1398

ما نیز مبتلاییم..........شنبه چهاردهم اردیبهشتماه سال 1398

از تاریخ معاصر ایران..........سه شنبه دهم اردیبهشتماه سال 1398

بحران و ایدئولوژی..........دوشنبه دوازدهم فروردینماه سال 1398

ادبیات علیه استبداد..........جمعه نهم فروردینماه سال 1398

انسان زائد..........شنبه سیزدهم بهمنماه سال 1397

مشتاقی ومهجوری..........چهارشنبه دهم بهمنماه سال 1397

افخمی سینمایی و سیمایش..........یکشنبه بیست و هفتم آبانماه سال 1397

حذفش کنید!..........سه شنبه یکم آبانماه سال 1397

پشمینه پوشی تند خو..........یکشنبه بیست و نهم مهرماه سال 1397

از حافظ..........چهارشنبه بیست و پنجم مهرماه سال 1397

از نایینی و طالقانی..........چهارشنبه چهاردهم شهریورماه سال 1397

زیبایی زندگی و مرگ..........پنجشنبه بیست و پنجم مردادماه سال 1397

همین روزها.............جمعه پانزدهم تیرماه سال 1397

فقر وجودی ما.............شنبه نهم تیرماه سال 1397

مقاومت در برابر استبداد..........یکشنبه سوم تیرماه سال 1397

واژگونی بت ها..........شنبه دوم تیرماه سال 1397

نظریه ی ناشرانه نشر ثالث..........یکشنبه بیستم خردادماه سال 1397

ایرانی «حاشیه نشین شده» ..........یکشنبه بیستم خردادماه سال 1397

همین چند روز پیش..........دوشنبه سی و یکم اردیبهشتماه سال 1397

خشونت علیه خود..........یکشنبه بیستم اسفندماه سال 1396

همین چندروز پیش..........سه شنبه یکم اسفندماه سال 1396

سانسور در گولاگ..........دوشنبه شانزدهم بهمنماه سال 1396

همین چندروز پیش..........دوشنبه نهم بهمنماه سال 1396

حکایت ما و دانشگاه آزاد..........جمعه ششم بهمنماه سال 1396

همه پستها