یکشنبه بیست و نهم مهرماه سال 1397  02:23 بعد از ظهر

امروز، شاهد بودم که یکی از معلمان پرورشی در مورد یکی از همکارانش داوری می کرد.تمامی حرف هایش در این یک عبارت خلاصه شد که فلان شخص: خسر الدنیا و الاخره شده.

من لرزیدم.هول شدم. گول شدم.گیج شدم.لرزیدم.لال شدم.زبانم قفل شد. این داوری مبتنی بر یقین این معلم،آنی رهایم نکرده.تجربه ام را می گویم که نشان می دهد چنین داوری ای،در اغلب اوقات،نتیجه جهل مقدس است. خود را حق پنداشتن،خود را سعادتمند بلکه مظهر سعادت دانستن و دیگران را باطل و شقی دانستن آن هم به یقین.به گفته مشهور پوپر فکر می کردم که در پاسخ به مارکوزه ی انقلابی و در دفاع از رفرمیسم گفت که کوشش برای پدید آوردن بهشت در زمین، هواره دوزخ ساخته است.زندگی کردن در میان آدمیانی که خیال می پزند که حق مطلق هستند، مگر جهنم نیست؟.هیچ آدم شک اندیشی، سودای بهشت سازی و گسیل آدمیان به بهشت ندارد.همه ی بهشت سازان، در طبقه ی همین تفکر قرار دارند که دیگران را به سهولت داوری می کنند و نتیجه ای چنین هولناک می گیرند. بدون شک،اگر این معلم گرامی در ارتش نازی ها خدمت می کرد، می کوشید کوره های آدم سوزی را روشن نگاه دارد؛ مصداقی از سخن حکیمانه حافظ:پشمینه پوش تندخو، کز عشق نشنیده است بو.

منطقیون عبارتی دارند در این معنا که استقرا کامل،محال است.فیلسوفان( پیداست که منظور من فیلسوفان ایدئولوژیک و دگماتیست نیست) نیز عبارتی دارند در این معنا که رسیدن به مرحله یقین هم در زمره امور محال است. این سخن نه به معنای در شک ماندن است؛بلکه زندگی کردن با شک است. نمی خواهم بازگردم به سخن مشهور دکارت؛ اما پیداست که شک دکارتی را بایستی به حوزه سیاست، فرهنگ و دین تسری و تعمیم داد.یقین، در اقیانوس زندگی و تفکر اجتماعی، ماهی ای نیست که به تور کوچک و ضعیف کسی بیفتد،پس بهتر است که در مورد داشته های مان هم شک کنیم، و هم تعصب نداشته باشیم.تاریخ بارها این روایت هولناک را علنی کرده که اگر کسی «اعتقاد» و «ایمان» داشته باشد که حقیقت نزد او و تنها نزد اوست،دست به عمل خطرناک می زند، یعنی دست به هر عملی  در حوزه فردی و اجتماعی بزند،خطرناک است؛ به خصوص اگر این شخص، مجهز به قدرت سیاسی و نظامی هم باشد. این که خود را حقیقت محض یا نماینده حقیقت مطلق بدانی و دیگران را گمراه و ظلمت مطلق بپنداری، غیر از این که نشانه بیماری شدید و عمیق توهم است،راهی به جایی نمی برد جز به فاشیسم. گاه در قالب نژادی، گاه در قالب هویتی، گاه در قالب دینی.این تفکر همه حق پنداری، راه به سوی پلورالیسم می برد در سه حوزه فرهنگ، سیاست و دین. به تعبیری دیگر، هم روش، مداراگری است و هم نتیجه اش مدارا و تساهل می شود.هرچند مدارا کردن نسبت به کسانی که درک و فهمی از مدارا ندارند، علی الاغلب،نتیجه عکس به همراه دارد. سروش در سخن ظریفی می گفت این بیت حافظ را باید با یک شرط خواند و گفت و به جا آورد:

آسایش دو گیتی تفسیر این کلام است

با دوستان مروت، با دشمنان مدارا­- جز دشمن مدارا!!.

حرف جدیدی نبود اما قلمی کردن تجربه همنشینی با هدایت شدگانی مانند این معلم، بار گرانی است که به گمانم،گفتنش و نوشتنش فقط، کمی از گرانی و سنگینی و هولناکی اش می کاهد.حقیقتا،در خطرخیزترین نقطه تاریخی و جغرافیایی زاده شدیم. ایران،دوره ی پساانقلابی!.


  • آخرین ویرایش:یکشنبه بیست و نهم مهرماه سال 1397
نظرات()   
   
یکشنبه بیست و نهم مهرماه سال 1397 05:28 بعد از ظهر
درود بر شما
اثرگذارترین قسمت نوشتار انقلاب احساسی بود که به زیبایی به رشته تحریر درآمده وخود را دربهت وشگفتی شما شریک دیدم.وچه بسیارند کسانیکه به چادر وجای مهر دلخوش بهشتی شدند ودیگران را نه تنها قضاوت که به دیده تحقیر مینگرند...بحث بااین جماعت مثل آب درهاون کوبیدنست وما محکوم به سکوت از ترس انگ سیاسی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
آخرین پست ها

ترس هایمان را می لیسیم؟..........سه شنبه نوزدهم شهریورماه سال 1398

دروغگویی اصول – اصلاح گرایان با محک فوکویی..........جمعه بیست و پنجم مردادماه سال 1398

درد فراموش شدن..........چهارشنبه بیست و سوم مردادماه سال 1398

نکته هایی از دیکتاتور شیلی..........پنجشنبه هفدهم مردادماه سال 1398

کشور خودکشی..........دوشنبه بیست و چهارم تیرماه سال 1398

از بنیامین..........چهارشنبه نوزدهم تیرماه سال 1398

ما نیز مبتلاییم..........شنبه چهاردهم اردیبهشتماه سال 1398

از تاریخ معاصر ایران..........سه شنبه دهم اردیبهشتماه سال 1398

بحران و ایدئولوژی..........دوشنبه دوازدهم فروردینماه سال 1398

ادبیات علیه استبداد..........جمعه نهم فروردینماه سال 1398

انسان زائد..........شنبه سیزدهم بهمنماه سال 1397

مشتاقی ومهجوری..........چهارشنبه دهم بهمنماه سال 1397

افخمی سینمایی و سیمایش..........یکشنبه بیست و هفتم آبانماه سال 1397

حذفش کنید!..........سه شنبه یکم آبانماه سال 1397

پشمینه پوشی تند خو..........یکشنبه بیست و نهم مهرماه سال 1397

از حافظ..........چهارشنبه بیست و پنجم مهرماه سال 1397

از نایینی و طالقانی..........چهارشنبه چهاردهم شهریورماه سال 1397

زیبایی زندگی و مرگ..........پنجشنبه بیست و پنجم مردادماه سال 1397

همین روزها.............جمعه پانزدهم تیرماه سال 1397

فقر وجودی ما.............شنبه نهم تیرماه سال 1397

مقاومت در برابر استبداد..........یکشنبه سوم تیرماه سال 1397

واژگونی بت ها..........شنبه دوم تیرماه سال 1397

نظریه ی ناشرانه نشر ثالث..........یکشنبه بیستم خردادماه سال 1397

ایرانی «حاشیه نشین شده» ..........یکشنبه بیستم خردادماه سال 1397

همین چند روز پیش..........دوشنبه سی و یکم اردیبهشتماه سال 1397

خشونت علیه خود..........یکشنبه بیستم اسفندماه سال 1396

همین چندروز پیش..........سه شنبه یکم اسفندماه سال 1396

سانسور در گولاگ..........دوشنبه شانزدهم بهمنماه سال 1396

همین چندروز پیش..........دوشنبه نهم بهمنماه سال 1396

حکایت ما و دانشگاه آزاد..........جمعه ششم بهمنماه سال 1396

همه پستها