تبلیغات
behrood - ایرانی «حاشیه نشین شده»
یکشنبه بیستم خردادماه سال 1397  08:14 قبل از ظهر

چندی پیش یکی از خبرنگاران ایرنا تماس گرفت و سوالی در مورد حاشیه نشینی پرسید که در سایت آن خبرگزاری کار شود.نوشتار زیر را برای اش فرستادم. به هر دلیلی(؟؟) گویا از انتشار این نوشتار کوتاه معذور شده.

تحلیل هایی که از منظر شهرنشینی و خدمات شهری، تاریخ شهرنشینی، نقاط جرم خیز شهری  و حتی جامعه شناسی شهری در مورد حاشیه نشینی یا حاشیه نشینان ارائه شده اند، غالب اوقات، ضمن رجوع به تاریخ این پدیده، شهرنشینی و به خصوص صنعتی شدن را عوامل مهم آن می دانند.من فرض را بر ادله ی همین پژوهشگران و صاحب نظران می گذارم. اما می خواهم این پدیده را از یک منظر جدید هم نگاه کنم.

پژوهشگران و تئوریسن های یادشده، در واقع به دنبال برچیدن حاشیه نشینی هستند.به خصوص، مسئولین سیاسی در کشور ما، در پی آن هستند که چهره ی شهرها را تمیز و موجه نشان بدهند چرا که آنها را «زیبنده» نظام سیاسی نمی دانند. این گونه تحلیل ها، شکست خوردند.کما اینکه پس از 40 سال که از اتقلاب می گذرد نه تنها این معضل حل نشده بلکه بر شدت و وسعت آن هم افزوده شده .شهرنشینی به وجود آمده است. خواه مانند کسانی، تجدد رضاشاهی یا محمدرضاشاهی ، یا سیطره ی نظام جهانی سرمایه داری؛ یا مانند برخی از مارکسیست های وطنی، امپریالیسم جهانی را را علت وجودی آن بدانیم. مهم این است که این پدیده اینک پیش روی ماست و با مای مرکز نشین، یک کلیت واحدی به نام ملت را معرفی می کند. تفاوتی هم ندارد که این «انسان» حاشیه نشین، نزدیک پایتخت باشد یا دور از آن.انسان حاشیه ای ایرانی، «حاشیه نشین شده» است. می خواهم بگویم روال یا منطق طبیعی شهرنشینی یا صنعتی شدن بر مداری نیست که برخی از تحلیل گران ایرانی تا اینک گفته اند. شهرنشینی و صنعتی شدن و مدرنیسم، در ذات خود چنین پدیده هایی را بر نمی تابند. مهم این است که ما در ایران امروز با انسانی مواجه هستیم که حاشیه ای اش کرده اند قبل از اینکه در حاشیه شهر یا حلبی آبادها به دنبال سرپناه و مسکن و غذا و جای خواب باشد.

در پشت این پدیده، منافع کسانی تأمین می شود و این افراد، صاحبان قدرت هستند. منظورم البته تنها قدرتمندان سیاسی نیستند ( که آنها هم در این زمره اند). در میدان های متفاوت قدرت ( به تعبیر بوردیو)، کسانی به خصوص پس از انقلاب سال 1357، منافع بادآورده ای به دست آوردند ( و در حوزه های مختلفی صاحب قدرت و امتیاز شدند) که استمرار این منافع در هرجای کشور، باعث تمرکز قدرت و سرمایه در دست اقلیتی شده به هزینه کرد اکثریتی دیگر. ما تنها ظاهر حاشیه شهرها را می بینیم و در پی بررسی آنها هستیم اما از این نکته غافل نشویم که انسان حاشیه ای در درون شهرها (در همه مناطق شهری؛ چه در حلبی آبادها و زاغه ها و چه در مناطق مرفه نشین) هم فراوان هستند.گمان نکنید کسانی که در خانه های گران قیمت در مراکز استان ها زندگی می کنند و خود را طبقه ی اشرافی یا طبقه ی بالای جامعه می دانند و سالی چندبار به مسافرت خارجی می روند و در خانه های شان کلفت و نوکر(خدمتکار!!) دارند و ماشین های چندمیلیاردتومانی سوار می شوند و خود را در طبقه ی «تن آسا» می دانند و می بینند، حاشیه ای نیستند. روح انسان حاشیه ای شده در آدم انسان ِ ایرانی نشین ِ‌زمان ما نهادینه شده است.این فرد ایرانی نشین ، ابتدا از نظر روان شناختی حاشیه ای می شود و سپس تبعات آن را در حیات زیستی اش می پذیرد.

اگر دنبال علت العلل  فرد ایرانی  حاشیه ای شده هستید، آن را در ایدئولوژی تقسیم انسان ها در سلسله مراتب ببینید. همین جاست که می گویم تجدد در ذات خود این گونه شنیع نبود. از ابتدای عهد روشنگری به این سو، اومانیسم و برابری و ارججیت دادن به انسان بما هو انسان دوشادوش تمدن و تجدد غربی پیش آمده است.نماد این برابری انسان ها را در انقلاب کبیر فرانسه ببینید که تبدیل به ایدئولوژی مسلط انقلابیون شده بود.مشکل اساسی وقتی پیش آمد که صاحبان قدرت،تجمیع قدرت و نگه داشت آن را در همین تقسیم بندی انسان ها یافتند و حفظ منافع خود را در چنین اوضاعی دیدند.

این نکته ی خیلی ابتدایی را همگان می دانند که در حاشیه نشینی، فقر و بی سوادی و روسپیگری و سرقت و بیکاری و خیانت زوجین و اعتیاد و ده ها مشکل اجتماعی دیگر وجود دارد و چنین افرادی در «چرخه ی فقر»، این میراث را به نسل های بعدی هم منتقل می کند.اما تا چنین فردی را  حاشیه ای نکرده باشند، مافیای مواد مخدر و روسپیگری و سودهای بانکی سرسام آور و باندهای تبه کاری،پیمان کاری های ساخت مسکن و... نیر فعال و سودآورنخواهند بود.

این که می بینید و می بینیم که در کشور ما، برخی در پی برچیدن بساط حاشیه نشینی هستند را من به هیچ وجه جدی نمی بینم.نکته در اینجاست که هیچ اقدام جدی در این مسیر برداشته نمی شود. چرا؟. چون متصدیان چنین برنامه هایی از یک طرف، میل درونی به محو حاشیه نشینی ندارند ( که اگر داشتند، قبل از همه باید دست به اصلاح ایدیواوژی خود می زدند)؛ از طرف دیگر در پی آنند تا مدیریت خود را موفق نشان دهند و یکی از نشانه های این موفقیت را در «تمیز» بودن شهرها می دانند. این گروه می خواهند مدیریت سیاسی یا شهری یا محو نظام طبقاتی را از ویترین مدیریت خود حذف کنند اگرنه، مگر انسان حاشیه نشین فقط در حاشیه شهرها ساکن هستند؟. مسأله این است که اکثریت جمعیت ایران امروز چه در شهرها و چه در روستاها، حاشیه نشین شده هستند و این مسأله تنها در حواشی شهرها نیست.امروز، وضعیت تبعیض چنان در جامعه عمیق شده که نه تنها زندگان، که مردگان ما هم تبدیل به مرکزنشینان و حاشیه نشینان شده اند( قیمت قبرها در اماکن مذهبی را با قیمت قبرستان های عمومی مقایسه کنید تا ببینید چه گونه مردگان مرکزنشین و مردگان حاشیه ای داریم). وضعیت بیماران بستری شده در بیمارستان های دولتی/خصوصی ؛ مدارس دولتی / خصوصی؛ زنان / مردان ؛ اکثریت شیعه / اقلیت های مذهبی؛  و در کل ، خودی ها / غیرخودی ها را که در نظر بیاورید، به ریشه ی این معضل در همه جای وطن می رسید..


  • آخرین ویرایش:یکشنبه بیستم خردادماه سال 1397
نظرات()   
   
دوشنبه بیست و یکم خردادماه سال 1397 11:59 بعد از ظهر
سلام براستاد گرامی
باوجودی که خودشما بهترمیدانید آنچنان سررشته ای از علم جامعه شناسی ندارم.
ولی این توصیف شما از جامعه کنونی ماو مشکلات ذکر شده برای هرفردی که به جامعه خود علاقمند میباشد؛ قابل تفکرو تامل میباشد.
پایدار باشیدو سربلند.
پاسخ خیام عباسی :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
آخرین پست ها

همین روزها.............جمعه پانزدهم تیرماه سال 1397

فقر وجودی ما.............شنبه نهم تیرماه سال 1397

مقاومت در برابر استبداد..........یکشنبه سوم تیرماه سال 1397

واژگونی بت ها..........شنبه دوم تیرماه سال 1397

نظریه ی ناشرانه نشر ثالث..........یکشنبه بیستم خردادماه سال 1397

ایرانی «حاشیه نشین شده» ..........یکشنبه بیستم خردادماه سال 1397

همین چند روز پیش..........دوشنبه سی و یکم اردیبهشتماه سال 1397

خشونت علیه خود..........یکشنبه بیستم اسفندماه سال 1396

همین چندروز پیش..........سه شنبه یکم اسفندماه سال 1396

سانسور در گولاگ..........دوشنبه شانزدهم بهمنماه سال 1396

همین چندروز پیش..........دوشنبه نهم بهمنماه سال 1396

حکایت ما و دانشگاه آزاد..........جمعه ششم بهمنماه سال 1396

همین چندروز پیش..........شنبه سی ام دیماه سال 1396

نذری های منزلتی..........یکشنبه شانزدهم مهرماه سال 1396

به مناسبت روز جهانی معلم - یادی از محمد بهمن بیگی..........شنبه پانزدهم مهرماه سال 1396

انشای اول مهر..........یکشنبه دوم مهرماه سال 1396

زندگی بدون تزویر..........جمعه سی و یکم شهریورماه سال 1396

نویسنده و جامعه..........دوشنبه شانزدهم مردادماه سال 1396

معرفی یک کتاب: مفاهیم بنیادی نظریه اجتماعی کلاسیک..........جمعه ششم مردادماه سال 1396

وقت خوش نوشتن..........دوشنبه دوم مردادماه سال 1396

ترلان - فریبا وفی..........چهارشنبه بیست و هشتم تیرماه سال 1396

از دل - مویه های دیروز..........چهارشنبه بیست و یکم تیرماه سال 1396

تروریسم و تبعیض..........جمعه نوزدهم خردادماه سال 1396

در راستای توزیع سیب زمینی و آرد متبرک میان تنگدستان:..........شنبه دوازدهم فروردینماه سال 1396

ترجمه کتاب جامعه شناسی بدن..........شنبه هفتم اسفندماه سال 1395

ترجمه جدید از زیمل..........شنبه هشتم آبانماه سال 1395

.............جمعه دوم مهرماه سال 1395

گذری به بخش سرطان..........شنبه ششم شهریورماه سال 1395

از برشت..........دوشنبه چهارم مردادماه سال 1395

آرنت و نمود من..........دوشنبه بیست و هشتم تیرماه سال 1395

همه پستها