تبلیغات
behrood - همین چندروز پیش
دوشنبه نهم بهمنماه سال 1396  07:35 بعد از ظهر

فکر می کنم اعتقاد بیشتر ما ایرانیان به فال،مصداق تئوری اگوست کنت است مبنی بر اینکه هم در سطح کلان ِ توسعه نایافتگی، در مرحله ی ربانی ( ربانی به معنایی که در فلسفه پوزیتیویسم کنت آمده) هستیم و هم در سطح خُرد و فردی، در مرحله ی کودکی مانده ایم.مرحله ی کودکی یعنی اینکه پدیده های زندگی اجتماعی و فردی را با مکانیسم علت و معلول و روابط پیچیده ی علّی تحلیل نمی کنیم و بنای همه چیز را بر فانتالیسم ( تقدیرگرایی) می گذاریم.

دیروز در خیابان دختر جوانی در پیاده رو روبرویم ایستاد.ماسک و عینک تمام چهره اش را پوشانده بود.ابتدا تصور کردم برای آلودگی هوا و چلوگیری از اشعه ی آفتاب ماسک و عینک زده اما اینطور نبود.دختر جوان فال گیر بود.می خواست ناشناخته باشد.مثل همه ی فال گیرها و طالع بین ها، اصرار داشت که آینده زندگی را در کف دست می بیند و می گوید با فقط پنج هزار تومان.

به هر علتی، من هیچگاه توجهی به فال و جماعت فالگیر نکردم و جدی شان نگرفتم. می دانم که در مورد زندگی شاعری چون حافظ هم افسانه پردازی شده و رخداد مهمی را که در زندگی شخصی و فکری حافظ شنیده اند، به فال دانی و طالع بینی او تفسیر کرده اند و از مفهوم گره گشای «شاخ نبات»، ماجرای دلباختگی حافظ و معشوقه پرستی اش را نتیجه گرفته اند. از این رهگذر، هم ناشران ما حافظ را دکان کاسبی کرده اند و هم برخی از ما، معیشت مان را از راه این افسانه ها از جیب سودازدگانی که عطش دانستن آینده را دارند،بیرون می کشیم. کار به جایی رسیده که در ورودی حافظیه، قناری فالگیر با هزینه ای اندک و تنها با یک بیت شعر از غزل های حافظ، تکلیف زندگی خیلی ها را روشن و مشخص می کند.میراث فرهنگی مگر معنایی غیر از این دارد؟!!!.

باری، از این فالگیر جوان خواستم که کف بینی ام کند و کمی هم از این فن برایم بگوید.گفت تحصیلات لیسانس را تمام کرده، مدتی هم در یک شرکت خدماتی نظافتی مشغول به کار بوده ( با حقوقی حدود دو و نیم میلیون تومان در ماه)، اما چون در آن شرکت و در حین انجام کار، برده وار با او تعامل می کردند، دست از خدماتی بودن کشیده و مدتی را نزد یکی از فال بین های کهنه کار دوره دیده و برای گذراندن این دوره بالغ بر یک میلیون تومان به «استاد» پرداخته است.

از درآمدش پرسیدم. گفت بستگی به سطح درآمد مخاطبانم دارد. اول هر ماه که یارانه ها را پرداخت می کنند، به جنوب و حاشیه شهر می روم. هم دختران جوانی که جویای ازدواج هستند، هم پسران ِ جویای شغل، هم همسرانی که در زندگی مشترک، مشکل دارند، هم مالباختگان و دزد زدگان، در این مناطق مشتری هایم هستند.

پرسیدم در خیابان های مرفه شهر هم فال کسی را می گیری؟. گفت: در مناطق مرفه شهر هم مشتری زیاد دارم. به خصوص که آنها مبلغ برای شان مهم نیست و اگر فال من با زندگی شان جور در بیاید، به جز حق الزحمه، شیریتی مخصوص هم می دهند.می پرسم آدمهای اسم و رسم دار مثل پزشکان و وکلا که تابلوهای شان در مناطق مرفه شهر دیده می شوند، هم فال می خواهند؟. می گوید: برخی از همین تحصیل کردگان فال را جدی می گیرند و پول خوبی هم می دهند. از یک وکیل گفت که برای بعضی از پرونده هایش فال می گیرد. از زنی گفت که نیمه عریان و سراسیمه در پارک دنبال سگ گم شده اش بود و برای ردیابی سگش فال گرفت. از مادرانی که برای اشتغال فرزندان شان فال می گیرند.از کارگران کنار خیابان گفت که اهمیتی به فال نمی دهند و بارها گفته اند تقدیر ما همین کارگری بوده.

پرسیدم با چه معیاری فال مخاطبت را می گیری؟. جوابم نداد اما گفت یاد گرفته ام که در گام اول، با همدلی کردن با مخاطب، کلید مشکلش را از زبان خودش بیرون بکشم و بعد آن را «تحلیل» کنم.باز از درآمد این روزهایش پرسیدم، راضی نبود. گویی تحریم های اجرا شده علیه کشور و افت درآمد در مشاغل آزاد باعث کاهش درآمد دختر جوان شده.گفت که طی دوسال گذشته، از همین درآمد هم به خانواده اش کمک کرده و هم مبلغی از درآمدش را در بانک پس انداز کرده.حسرت داشت که کاش روانشناسی خوانده بود که می توانست در فال بینی موفق تر باشد.

بیش از نیم ساعت صحبت کردیم.از اسرار فال گرفتن سخت مواظبت می کرد که مبادا ناگفته ها را به زبان بیاورد.از او خواستم که فال خودش را هم بگیرد. گفتم هزینه اش را می پردازم اما صادقانه از آینده ی خودت بگو. قبول نکرد. پرسش آخرم عصبانی اش کرد. پرسیدم تو که آینده ی خودت را با همین فال می دانی، چرا کاری نمی کنی که زندگی ات متحول شود و نیازی به این کار نداشته باشی؟.

با عصبانیت رفت.


  • آخرین ویرایش:دوشنبه نهم بهمنماه سال 1396
نظرات()   
   
شنبه بیست و یکم بهمنماه سال 1396 12:30 بعد از ظهر
دلتنگتان هستم استاد
پاسخ خیام عباسی :
شنبه چهاردهم بهمنماه سال 1396 12:10 بعد از ظهر
فرهیخته استاد جامعه شنا سی بایستی همه پدیده های اجتماعی را عمیق مشاهده کند و عمیقتر تحلیل
سپاس از شما
پاسخ خیام عباسی : دوست عزیز
من فضل فروش نیستم. بازی با چند کلمه مثل استاد رحیم پور ازغدی را هم می دانم اما اهلش نیستم.
خب، گر تو بهتر می زنی بستان بزن
هموطن
سه شنبه دهم بهمنماه سال 1396 04:30 بعد از ظهر
سلام
متن زیبایی بود .

فکر کنم ترویج خرافات و اقبال عام به فال گیری را در سطح دوم قانون سه گانه ی آقای کنت بشود تحلیل کرد .

برای سطح خرد هم که اشاره به عهدکودکی داشتید؛

مگر کودک، توان تحلیل قضایا براساس امور متافیزیک و روح فانتالیسیستی را دارد که در متن آمد؟
به زعم بنده، تحلیل پدبده ی فال گیری و تکثیر حرفه ی کاذب رمالی را نتوان به کودکی و عدم پختگی و بلوغ مردم ربط داد؟
تا نظر تخصصی و صائب شما استاد گرامی چه باشد ؟
پاسخ خیام عباسی : عمدتا کودکان را قضاوقدری تربیت می کنیم.همین معدود آدمهایی که هم شک به جانشان افتاده و علت و معلولی فکر می کنند، مگر جنددرصدند؟.کودکی که در خانواده مقدرگرا تربیت می شود و بهد شاگرد معلم تقدیرگرا می شود، تقدیرگراست دیگر...
آران
دوشنبه نهم بهمنماه سال 1396 11:09 بعد از ظهر

بسیار زیبا و عالی اشاره داشتید
پاسخ خیام عباسی :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
آخرین پست ها

از نایینی و طالقانی..........چهارشنبه چهاردهم شهریورماه سال 1397

زیبایی زندگی و مرگ..........پنجشنبه بیست و پنجم مردادماه سال 1397

همین روزها.............جمعه پانزدهم تیرماه سال 1397

فقر وجودی ما.............شنبه نهم تیرماه سال 1397

مقاومت در برابر استبداد..........یکشنبه سوم تیرماه سال 1397

واژگونی بت ها..........شنبه دوم تیرماه سال 1397

نظریه ی ناشرانه نشر ثالث..........یکشنبه بیستم خردادماه سال 1397

ایرانی «حاشیه نشین شده» ..........یکشنبه بیستم خردادماه سال 1397

همین چند روز پیش..........دوشنبه سی و یکم اردیبهشتماه سال 1397

خشونت علیه خود..........یکشنبه بیستم اسفندماه سال 1396

همین چندروز پیش..........سه شنبه یکم اسفندماه سال 1396

سانسور در گولاگ..........دوشنبه شانزدهم بهمنماه سال 1396

همین چندروز پیش..........دوشنبه نهم بهمنماه سال 1396

حکایت ما و دانشگاه آزاد..........جمعه ششم بهمنماه سال 1396

همین چندروز پیش..........شنبه سی ام دیماه سال 1396

نذری های منزلتی..........یکشنبه شانزدهم مهرماه سال 1396

به مناسبت روز جهانی معلم - یادی از محمد بهمن بیگی..........شنبه پانزدهم مهرماه سال 1396

انشای اول مهر..........یکشنبه دوم مهرماه سال 1396

زندگی بدون تزویر..........جمعه سی و یکم شهریورماه سال 1396

نویسنده و جامعه..........دوشنبه شانزدهم مردادماه سال 1396

معرفی یک کتاب: مفاهیم بنیادی نظریه اجتماعی کلاسیک..........جمعه ششم مردادماه سال 1396

وقت خوش نوشتن..........دوشنبه دوم مردادماه سال 1396

ترلان - فریبا وفی..........چهارشنبه بیست و هشتم تیرماه سال 1396

از دل - مویه های دیروز..........چهارشنبه بیست و یکم تیرماه سال 1396

تروریسم و تبعیض..........جمعه نوزدهم خردادماه سال 1396

در راستای توزیع سیب زمینی و آرد متبرک میان تنگدستان:..........شنبه دوازدهم فروردینماه سال 1396

ترجمه کتاب جامعه شناسی بدن..........شنبه هفتم اسفندماه سال 1395

ترجمه جدید از زیمل..........شنبه هشتم آبانماه سال 1395

.............جمعه دوم مهرماه سال 1395

گذری به بخش سرطان..........شنبه ششم شهریورماه سال 1395

همه پستها