سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشتماه سال 1395  11:47 قبل از ظهر

یادداشت «راززدایی و زنان» دو نظر از خوانندگان محترم را دریافت کرده و پاسخ به آنها هرچند مجال و البته حوصلۀ بیشتری می طلبد اما لازم است:

یک. در پاسخ به آقای احمدی؛ باری موافق هستم که جامعۀ ما در شرایط آنومیکی به سر می برد و برون رفت از این شرایط نیاز به مدیریت تخصصی دارد و نیک می دانید که تخصص در رتبه بندی انتخاب و انتصاب مسئولین واجد اهمیت چندانی نیست.

از آغاز مشروطیت تا اینک، ما جامعۀ درحال گذار محسوب می شویم. سهل است که می توان امروز خود را با زمانۀ فردوسی و خیام و سعدی و مولانا و سپس حافظ مقایسه کنیم تا ببینیم که در فنداسیون ساختارهای کلان و خرد تحول یا حتی تغییری رخ نداده است.منظور من از «در حال گذار»، تغییراتی است ( با تأکید بر  مفهوم تغییر) که در اثر  ورود بالاجبار فرآورده ها و تولیدات تکنولوژیکی به وجود آمده است. در عهد مشروطیت، ملا علی کنی، فرانسوی ها(یعنی اجنبی ها) را نکوهش می کرد که به جای رها کردن ریش و تراشیدن سبیل بر خلاف مسلمانان عمل می کنند؛ یعنی ریش را می تراشند و سبیل را وا می گذارند و به همین دلیل ساده، اجنبی هایی بودند که ارتباط با آنها حرام می بود . محض مقایسه نگاه کنید به واکنش و داوری هم تباران ملای کنی و نیز رأی روشنفکر دینی مشهور و معتبری چون دکتر سروش در مورد ملاقات فائزه هاشمی با یکی از زنان زندانی یهودی.

خلاصه اینکه فکر می کنم یکی از کلیدهای اِعمال تغییر، به روز کردن قانون اساسی است.

دو. در پاسخ به خانم ستاره؛ گفته اند که مرور خاطرات را به روان شناسان بسپاریم. سمعن و طاعتن. اما توجه کنید که خاطرات وقتی مرتبط است با شخص دیگری، یعنی اینکه از حوزۀ فردی بیرون آمده و حاصل کنشی است که در ارتباط با دیگران خلق شده. خودتان اشاره داشتید که حمایت های اجتماعی از آقایان باعث شده تا به سادگی بیشتری بتوانند از ذهن و ضمیر خویش خاطره زدایی کنند. به نظر شما وقتی سخن از حمایت های اجتماعی می رانید، گوشزد نمی کنید که هم حامی و هم حمایت شده در ارتباطی هستند که فردی نیست؟.

دیگر آنکه بحث ما الزامن جنسیتی است؛ چرا که سخن گفتن از زن یا مرد یا هر دو، بالاخره نسبتی با یکی از اینها می یابد و در نتیجه جنسیتی می شود بدون تأکید بر / هواداری از یکی از آنها.

اما... و صد اما، مشاهدات نشان می دهند که زنان در شرایط جدیدی که قرار گرفته اند، اقدام به این کنش (به یاد بیاورید کدام کنش را!!) را چنان در پیش گرفته اند که پیش از همه، خانواده ها را هدف قرار داده و من به این رابطۀ عاشقانه گی که جامعه نام «خیانت» به آن داده، به مثابه آسیب اجتماعی ای نگاه می کنم که بدون شک، آسیب های دیگری را به متن جامعه تزریق می کند. به علاوه، زن بودن، به زن بودنی است که حاصل جمع خصوصیات بسیاری از جمله اعتماد است برای قرار گرفتن در مقام معشوق یا مادر یا همسر یا معلم یا مشاور یا...؛ و روند رو به رشد موردِ بحث، آیا به این جایگاه ها آسیبی وارد نمی کند؟.سخن من این بود که در گذشته، با وجود خیانت مردان در روابط زناشویی یا روابط عاشقانۀ پیدا و پنهان، اختلال در همۀ انواع آن روابط، به علت پذیرشش از سوی زنان، چنان آسیبهایی به وجود نمی آورد که خیانت زنانه امروزه به بار آورده و خوشبختانه، تجربه های روان شناسان و مشاوران روانی، مؤید این ادعا هستند.


  • آخرین ویرایش:سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشتماه سال 1395
نظرات()   
   
سحر
جمعه سی و یکم اردیبهشتماه سال 1395 10:31 بعد از ظهر
در پاسخ به دوستی که نگاه جامع تر را توصیه نموده بودند باید عرض کنم؛ باید ابتدا گزاره ی استنباطی شما را اصلاح کنم. برای وفاداری هیچ روش تضمینی صد درصدی تاکنون ارائه نشده اما منظور شاعر ان است"نگه نداشتن سر رشته؛ حفظ نشدن سر دیگر را تضمین می کند"

نگاه جامع تر هم زمانی حاصل می شود که در رابطه با انسان و نیازهای پیش فرض های صحیح تری داشته باشیم؛ در حالیکه هم مذهب و هم سنت تنها به نیاز جنسی صحه گذاشته و آن را رسمی می دانند. همه ی افراد را هم به چه به میل و چه خلاف میل در "تجارت سکس" درگیر می سازند. گزاره ی بسیار ساده ی شده ی مذهب و سنت برای ازدواج این است" با همسرت آن کارت را داشته باشد و با دوست هم جنست صحبت کن" نیاز به صمیت و داشتن یک یار همراز در این سبک زندگی عامدانه نادیده گرفته می شود.
چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشتماه سال 1395 03:46 بعد از ظهر
جناب دکتر!
همین طور که می فرمایید بررسی این موضوع و نقد دیدگاه جنابعالی و خوانندگان آخرین وب نگاشتتان بحثی مبسوط تر می طلبد.
تنها به این نکته اشاره کنم که در اراءه دیدگاهتان تعریفی منسجم و واضح از خیانت اراءه نداده اید. از جمله آن که تفکیکی بین افراد دارای رابطه خارج از ازدواج( چه موسوم به عاشقی و چه خیانت و...) چون روابط پیش از ازدواج، زوجین بدون فرزند و زوجین دارای فرزند قاءل نبوده اید. ضمن آن که توضیح نداده اید که چرا و چگونه خصوصی ترین روابط انسان ها(به ویژه زنان)، حتا آن جا که "اخلاقا" تعهدی به دیگری ندارند هنوز باید از نظر برخی تابو بوده و چنان پیامدهایی به لحاظ متزلزل کردن موقعیت های اجتماعی فرد داشته باشد که شما فرمودید؟
همچنین به دوستی که معتقد است نگه داشتن سر رشته حفظ سر دیگر را تضمین می کند پیشنهاد می دهم نگاه جامع تری به این واقعیت داشته باشد.
پاسخ خیام عباسی : درود بر شما
ازدواج یک قرارداد اجتماعی؛ و جدایی و طلاق، چه یک طرفه باشد و چه دو طرفه؛ فسخ این قرارداد است با شروط ضمن عقد قرارداد. بدیهی است زیرپاگذاشتن تعهدات و شروطی که طرفین متقبل شده اند و بایستی به آن متعهد باشند، مصداق همان مفهومی است که به طور عرفی یا شرعی، خیانت نامیده می شود. این حکم در مورد دوستی ها یا روابط عاشقانه پیدا و پنهان هم نافذ است.تعریف من از خیانت در ازدواج یا روابط غیر از ازدواج، منطبق بر تعریف پذیرفته شده جامعه است.
چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشتماه سال 1395 12:50 قبل از ظهر
گمان نمی کنید این کنش فوق الذکر از جانب زنان به این علت نیز باشد که مردان سابق جایگاه معشوق و مورد توجهی از سوی زنان نداشتند و اکنون با رسیدن به این جایگاه اصل اعتماد به مردان نیز اهمیت یافته، مردان برای حفظ این جایگاه لازم است مورد اعتماد باشند.پس با این حساب این وضعیت آسیب زای اجتماعی یک نکته ی آموزش هم در درون خود دارد که:
گر هواست که معشوق نگسلد پیمان
نگه دار رشته تا نگه دارد!
پاسخ خیام عباسی :
احمدی
سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشتماه سال 1395 04:31 بعد از ظهر
درود
سپاس گزارم دكتر از اینكه وقت گرانبهایتان را برای پاسخ در اختیار ما گذاشتید.
با صمیمانه ترین احترام
پاسخ خیام عباسی :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین پست ها

افخمی سینمایی و سیمایش..........یکشنبه بیست و هفتم آبانماه سال 1397

حذفش کنید!..........سه شنبه یکم آبانماه سال 1397

پشمینه پوشی تند خو..........یکشنبه بیست و نهم مهرماه سال 1397

از حافظ..........چهارشنبه بیست و پنجم مهرماه سال 1397

از نایینی و طالقانی..........چهارشنبه چهاردهم شهریورماه سال 1397

زیبایی زندگی و مرگ..........پنجشنبه بیست و پنجم مردادماه سال 1397

همین روزها.............جمعه پانزدهم تیرماه سال 1397

فقر وجودی ما.............جمعه هشتم تیرماه سال 1397

مقاومت در برابر استبداد..........یکشنبه سوم تیرماه سال 1397

واژگونی بت ها..........شنبه دوم تیرماه سال 1397

نظریه ی ناشرانه نشر ثالث..........یکشنبه بیستم خردادماه سال 1397

ایرانی «حاشیه نشین شده» ..........یکشنبه بیستم خردادماه سال 1397

همین چند روز پیش..........دوشنبه سی و یکم اردیبهشتماه سال 1397

خشونت علیه خود..........یکشنبه بیستم اسفندماه سال 1396

همین چندروز پیش..........سه شنبه یکم اسفندماه سال 1396

سانسور در گولاگ..........دوشنبه شانزدهم بهمنماه سال 1396

همین چندروز پیش..........دوشنبه نهم بهمنماه سال 1396

حکایت ما و دانشگاه آزاد..........جمعه ششم بهمنماه سال 1396

همین چندروز پیش..........جمعه بیست و نهم دیماه سال 1396

نذری های منزلتی..........یکشنبه شانزدهم مهرماه سال 1396

به مناسبت روز جهانی معلم - یادی از محمد بهمن بیگی..........شنبه پانزدهم مهرماه سال 1396

انشای اول مهر..........یکشنبه دوم مهرماه سال 1396

زندگی بدون تزویر..........جمعه سی و یکم شهریورماه سال 1396

نویسنده و جامعه..........دوشنبه شانزدهم مردادماه سال 1396

معرفی یک کتاب: مفاهیم بنیادی نظریه اجتماعی کلاسیک..........جمعه ششم مردادماه سال 1396

وقت خوش نوشتن..........دوشنبه دوم مردادماه سال 1396

ترلان - فریبا وفی..........چهارشنبه بیست و هشتم تیرماه سال 1396

از دل - مویه های دیروز..........چهارشنبه بیست و یکم تیرماه سال 1396

تروریسم و تبعیض..........جمعه نوزدهم خردادماه سال 1396

در راستای توزیع سیب زمینی و آرد متبرک میان تنگدستان:..........شنبه دوازدهم فروردینماه سال 1396

همه پستها