تبلیغات
behrood - خواب نوشته
جمعه دوم بهمنماه سال 1394  10:44 قبل از ظهر


 

هوا تاریک بود. دقیق نمی دانست چه وقتی از شب است. سکوت بر شهر سایه انداز بود. دست کم، در مسیرش تا منزل، متوجه بود که در این زمهریر شبِ طولانی، کسی در کوی و کوچه نمانده است.

به در ورودی رسید. کلید را به سمت قفل برد. ناگهان انعکاس نوری از یک آیینه از روبرو به چشمش افتاد. به زحمت، مسیر نور را ورنداز کرد. هر که بود، به عمد نور را بالا و پایین می کرد تا  غفلت مرد بیشتر شود. خیلی هراسید.چرا این همه ناگهانی؟. از جا کنده شد؛ درست  بی وزن و سبک. به زحمت دید که کسی در خرابه ی روبرو و از دل تاریکی، غافگیرش کرده. یادش آمد صبح که بیرون رفت، در کوچه خرابه ای نبود. مجتمع آپارتمانی که در یک روز این طور خراب نمی شود. چشمش که کمی عادت کرد، دید نور از زیر زمینه خرابه می رسد. بعد کسی به سمتش آمد. جز کلید و خودکار چیزی همراه نداشت.ترسید. با شیوه های آدمکشی مأموران آشنا بود. می دانست همین روزها سراغش می آیند. داد زد جلو نیا که شلیک می کنم. به این فکر نکرده بود که با کلید و خودکار نمی شود شلیک کرد. تنها می شود ترساند.از ورودی کوچه اتومبیلی حرکت کرد. پرهیب ماشین نشان می داد که مارک خاصی دارد. چاره ای ندید جز اینکه تسلیم شود و شد. از پشت به دستهایش دست بند زدند با این وجود دستهایش رها بودند. خودش در ماشین را باز کرد. چشم بند را هم به چشمهایش زدند.

                                          ■■■■

بیدار شد. دست مرجان بود روی پیشانی و چشمهایش که خواسته بود آفتاب صبحگاهی که بر صورتش افتاده، خواب بعد از شب شرابش را خراب نکند.


  • آخرین ویرایش:جمعه دوم بهمنماه سال 1394
نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین پست ها

همین روزها.............جمعه پانزدهم تیرماه سال 1397

فقر وجودی ما.............شنبه نهم تیرماه سال 1397

مقاومت در برابر استبداد..........یکشنبه سوم تیرماه سال 1397

واژگونی بت ها..........شنبه دوم تیرماه سال 1397

نظریه ی ناشرانه نشر ثالث..........یکشنبه بیستم خردادماه سال 1397

ایرانی «حاشیه نشین شده» ..........یکشنبه بیستم خردادماه سال 1397

همین چند روز پیش..........دوشنبه سی و یکم اردیبهشتماه سال 1397

خشونت علیه خود..........یکشنبه بیستم اسفندماه سال 1396

همین چندروز پیش..........سه شنبه یکم اسفندماه سال 1396

سانسور در گولاگ..........دوشنبه شانزدهم بهمنماه سال 1396

همین چندروز پیش..........دوشنبه نهم بهمنماه سال 1396

حکایت ما و دانشگاه آزاد..........جمعه ششم بهمنماه سال 1396

همین چندروز پیش..........شنبه سی ام دیماه سال 1396

نذری های منزلتی..........یکشنبه شانزدهم مهرماه سال 1396

به مناسبت روز جهانی معلم - یادی از محمد بهمن بیگی..........شنبه پانزدهم مهرماه سال 1396

انشای اول مهر..........یکشنبه دوم مهرماه سال 1396

زندگی بدون تزویر..........جمعه سی و یکم شهریورماه سال 1396

نویسنده و جامعه..........دوشنبه شانزدهم مردادماه سال 1396

معرفی یک کتاب: مفاهیم بنیادی نظریه اجتماعی کلاسیک..........جمعه ششم مردادماه سال 1396

وقت خوش نوشتن..........دوشنبه دوم مردادماه سال 1396

ترلان - فریبا وفی..........چهارشنبه بیست و هشتم تیرماه سال 1396

از دل - مویه های دیروز..........چهارشنبه بیست و یکم تیرماه سال 1396

تروریسم و تبعیض..........جمعه نوزدهم خردادماه سال 1396

در راستای توزیع سیب زمینی و آرد متبرک میان تنگدستان:..........شنبه دوازدهم فروردینماه سال 1396

ترجمه کتاب جامعه شناسی بدن..........شنبه هفتم اسفندماه سال 1395

ترجمه جدید از زیمل..........شنبه هشتم آبانماه سال 1395

.............جمعه دوم مهرماه سال 1395

گذری به بخش سرطان..........شنبه ششم شهریورماه سال 1395

از برشت..........دوشنبه چهارم مردادماه سال 1395

آرنت و نمود من..........دوشنبه بیست و هشتم تیرماه سال 1395

همه پستها