پنجشنبه نوزدهم شهریورماه سال 1394  10:05 بعد از ظهر



چین: بازار جدید سرمایه سالاران لذت گرا

چین. چین پدر مائو. چینی که هنوز تابلوی کمونیسم را بر سر در نظام سیاسی اش افراشته نگه داشته و نظام تک حزبی با اقتصاد سرمایه داری ای در انسداد سیاسی، خشونت، آدم کشی و سرکوب مخالفان، کم از بنیادگرایان سلفی گرا و طالبان ندارد. بدون شک، نمی توان تابلو یا ویترین هر نظام سیاسی را الگوی تحلیل قرار داد چرا که بسیاری از رژیم های سیاسی امروز، در پستویی که به گمان خود تدارک دیده اند، عملکردی خلافِ نمایشگرهای تبلیغاتی خو دارند.

چین، گرچه تلاش می کند به آموزه های مارکسیستی در تکامل تاریخی وفادار بماند، اما (با احتیاط بگویم) «جاگرنت» کاپیتالیسم، امان از اومانیسم ادعایی آنها بر آورده است. در واقعِ امر، نمی توان موفقیتهای استعمارگریِ جدید چین ( مانند جولان دادنش در اقتصاد ورشکسته ی ایران) با به مسلخ بردن انسان و کذا انسانیت را به کمونیسم و بانیان آن، یا به لیبرالیسمِ مبتنی بر بازار آزاد و مؤسسان آن نسبت داد. حتی در تحلیل تئوریک، جداسازی این دو از هم، کاری به غایت غیرعلمی می نماید. اما، هرچه هست، خشونتی که در نظام اجتماعی چین شعله ور است و خواه ناخواه، نتیجه ی سیاست سیاسی! و اقتصادی نظام حاکم محسوب می شود، به طرزی ماهرانه مدل هایی را بر می سازد و به اذهان جهانیان صادر می کند که هم راستای خشونت هایی است که در عراق و سوریه توسط داعش و در افغانستان و پاکستان توسط طالبان، اعتراض بسیاری را برانگیخته است.

ایدئولوژی مارکسیستی با مخاطبانش قرار نهاده بود که راهی به سرزمین اقناع و بی نیازی از یک سو، و تعهد اجتماعی و انسانی در سوی دگر برای شان می گشاید و آزادی انسان جدید را در بی نیازی اش معرفی می کرد. عملکرد استالین و به طور پنهانی تر پوتین مدودف، عملکرد مائو و نظام سیاسی کیم در کره شمالی را ملهم از تئوری های مارکس- لنین که بدانیم؛ و کوره های آدم سوزی و نسل کشی هیتلر موسولینی و جنگهای دوگانه عالم گیر در قرن بیستم را که منتسب به لیبرالیسم سیاسی و کاپیتالیسم بکنیم، تحلیلهای منتقدانه بزرگانی چون آدورنو، مارکوزه و دیگر سرآمدان مکتب فرانکفورت، اهمیتی چندبرابر می یابند. همه ی این ایدئولوژیها، جاده ای را صاف کرده اند که انسان امروز را ابتدا از بُعد روانی و سپس از بعُد جسمانی به مسلخ ببرند و مثله کنند. طرف این که اسم این آدم کشی ظریف را آزادی هم گذاشته اند. بگذریم که ایدئولوژهایی که داعیه ی رقابت و جایگزینی آن دو را دارند، کارنامه ای به همان سبک و سیاق، سیاه دارند.

خودکشی در چین، آزاد است و این یعنی پاسداشت آزادی انسانِ مختار در انتخاب زندگی و مرگ( هستی و نیستی)؛ اما ساختار سیاسی اقتصادی این ابرقدرت جدید، چنان انسان را در تونل خود فشرده و له می کند که پدران و پسران، و مادران و دختران، تن به خودکشی می سپارند. کارخانه ی آدم کشی هیتلر، و اردوگاه های کار اجباری رفیق استالین توسط جانشینان خود بازتولید شده اند. ابتدا، سلامت جسمی آنان توسط دانش پزشکی بررسی و تأیید می شود ( کاری که استخوان های فوکو را می لرزاند) و سپس مثله می شوند تا اندام آنان در بازار به فروش برود. سبعیتی بی مانند اما در زرورق آزادی ای که ره آورد استثمار و الیناسیون مدرن است. آن گاه، در بازار عرضه و تقاضا، سلسله مراتب قیمت اندام های انسان مشخص می شود. بی شک، متقاضیان، خرده بورژوا و بورژواهایی هستند که به افزایش میل جنسی و توانایی بیشتر در سکس می اندیشند. گویی، مغر جنینی که در این بازار عرضه می شود، به علت افزایش معجزه گون توانایی جنسیِ کهن سالان ( البته مردان کهن سال)، بهایی سرسام آور دارد.

این اختراع جدید، به مدد رسانه های جدید و شبکه های اجتماعی، چون اندک اندک و قطره ای به چشم و گوش مخاطبان رسانده می شود، سبعیت و درندگی خوی مبدعان آن را چنان طبیعی می نماید که گویی اتفاقی طبیعی است. بیم آن دارم که سودسالاران، چندی دیگر، تورهای مسافرتی با قیمت های مناسب برای مردم تدارک ببینند تا در این سور انسانی حاضر باشند و با بازوهای پسران و سینه های مغذی دختران جوان عکس سلفی و یادگاری بگیرند.مدل توسعه چین، این چنین، رفاه و توسعه ذو ابعاد را برای رعیتش فراهم می کند؛ رفاه عده ای از انسانها در گرو فروش اندام عده ای دیگر است.

از روسو یاد کنیم که تمدن را مهلک انسان می دانست یا از آدورنو که سرایش شعرِ پس از آشویتس را بربریت می گفت؟.

مایه ی خوشبختی بسیار است که عمر کوتاهی خواهیم داشت و وحشی گری های سیاست های ضد انسانی از نوع چین را نخواهیم دید.





  • آخرین ویرایش:پنجشنبه نوزدهم شهریورماه سال 1394
نظرات()   
   
داود
شنبه بیست و پنجم اردیبهشتماه سال 1395 01:37 بعد از ظهر
عزیزان این رسم در چین نیست بلکه در مناطق دور افتاده و جنگلی تایلند هنوز مرسوم است.
زاهدی اصل
سه شنبه بیست و چهارم فروردینماه سال 1395 02:32 قبل از ظهر
استاد گرامی سلام، باید گفت که در صورت واقعیت بودن مطالب فوق، خصوصاً تصویر موجود، جای تعجب است که مردم چین آیا اصولا می توانند خواب واستراحت را حتی برای لحظه ای تجربه کنند؟
آیا مساله خوردن اعضا و جوارح انسان دیگر، اثر ساختار سیاسی و کمونیستی چین است؟
یا اینکه این مساله صرفا یک عادت غذایی خاص و یا منطقه ای است و ساختار سیاسی در آن اثر معنی داری ندارد ؟
سیما
یکشنبه چهارم بهمنماه سال 1394 08:19 بعد از ظهر
سلام
خیلی دردناک بود....
یونس رفیعی منجزی
دوشنبه بیست و سوم شهریورماه سال 1394 09:14 بعد از ظهر
این است چینی که نماد بعضی از انسانها شده است برای فرار از سرمایه داری
شنبه بیست و یکم شهریورماه سال 1394 11:46 بعد از ظهر
با سلام و احترام
با نظر به پیشینه شما مطمءنم که مطالب غیر موثق نمی نویسید؛ اما لطف بفرمایید منابع خبر رو درج کنید چون این شاگرد کمترین رو با کوره سواد انگلیسی و اینترنت هندلی و فیلترینگ چیزی عاید نشد.
ستاره
جمعه بیستم شهریورماه سال 1394 12:08 قبل از ظهر
سلام
چه وحشتناک است
مطمئنم تا مدتها این تصاویر از ذهنم پاک نخواهند شد
باور کردنش خیلی سخت است
آینده ی انسانها چه خواهد شد و به کجاها خواهیم رفت...
پاسخ خیام عباسی : فعلا، یک مشت آرامبخش برای امشب...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین پست ها

افخمی سینمایی و سیمایش..........یکشنبه بیست و هفتم آبانماه سال 1397

حذفش کنید!..........سه شنبه یکم آبانماه سال 1397

پشمینه پوشی تند خو..........یکشنبه بیست و نهم مهرماه سال 1397

از حافظ..........چهارشنبه بیست و پنجم مهرماه سال 1397

از نایینی و طالقانی..........چهارشنبه چهاردهم شهریورماه سال 1397

زیبایی زندگی و مرگ..........پنجشنبه بیست و پنجم مردادماه سال 1397

همین روزها.............جمعه پانزدهم تیرماه سال 1397

فقر وجودی ما.............جمعه هشتم تیرماه سال 1397

مقاومت در برابر استبداد..........یکشنبه سوم تیرماه سال 1397

واژگونی بت ها..........شنبه دوم تیرماه سال 1397

نظریه ی ناشرانه نشر ثالث..........یکشنبه بیستم خردادماه سال 1397

ایرانی «حاشیه نشین شده» ..........یکشنبه بیستم خردادماه سال 1397

همین چند روز پیش..........دوشنبه سی و یکم اردیبهشتماه سال 1397

خشونت علیه خود..........یکشنبه بیستم اسفندماه سال 1396

همین چندروز پیش..........سه شنبه یکم اسفندماه سال 1396

سانسور در گولاگ..........دوشنبه شانزدهم بهمنماه سال 1396

همین چندروز پیش..........دوشنبه نهم بهمنماه سال 1396

حکایت ما و دانشگاه آزاد..........جمعه ششم بهمنماه سال 1396

همین چندروز پیش..........جمعه بیست و نهم دیماه سال 1396

نذری های منزلتی..........یکشنبه شانزدهم مهرماه سال 1396

به مناسبت روز جهانی معلم - یادی از محمد بهمن بیگی..........شنبه پانزدهم مهرماه سال 1396

انشای اول مهر..........یکشنبه دوم مهرماه سال 1396

زندگی بدون تزویر..........جمعه سی و یکم شهریورماه سال 1396

نویسنده و جامعه..........دوشنبه شانزدهم مردادماه سال 1396

معرفی یک کتاب: مفاهیم بنیادی نظریه اجتماعی کلاسیک..........جمعه ششم مردادماه سال 1396

وقت خوش نوشتن..........دوشنبه دوم مردادماه سال 1396

ترلان - فریبا وفی..........چهارشنبه بیست و هشتم تیرماه سال 1396

از دل - مویه های دیروز..........چهارشنبه بیست و یکم تیرماه سال 1396

تروریسم و تبعیض..........جمعه نوزدهم خردادماه سال 1396

در راستای توزیع سیب زمینی و آرد متبرک میان تنگدستان:..........شنبه دوازدهم فروردینماه سال 1396

همه پستها