یکشنبه نهم شهریورماه سال 1393  10:58 قبل از ظهر

 

ریچارد فلکس با تأکید بر تضاد بارز میان ارزش­های تبلیغ شده از سوی والدین و ارزش­های مورد تأکید مدرسه به عنوان ارزش­های حاکم در جامعه، حالات و صور مختلف بیگانگی را در جوانان توضیح می ‏دهد.

به نظر فلکس، در یک وضعیت- که وی آن را بیگانگی سیاسی می ‏نامد- ارزش­های تبلیغ ­شده از سوی والدین بر ارزش­های حاکم در جامعه، که مدرسه و نهادهای آموزشی رسمی تبلیغ می‏ کنند، رجحان می‏ یابد و خانواده بیش از مدرسه، نفوذ و اقتدار آمرانه خود را بر فرد اعمال می‏ کند.از این نظر، بیگانگی سیاسی نوجوانان و جوانان معلول ستیزهای اودیپی (اودیپال) آنان با والدین اقتدارگرا نیست، بلکه نتیجه مستقیم گسست و ستیز میان ارزش­های تحمیل­ شده از سوی والدین و آن چیزهایی است که نهادهایی چون مدرسه به عنوان ارزش­های حاکم در جامعه تبلیغ می‏ کنند. به نظر فلکس، بسیاری از بیگانه‏ های سیاسی فرزندان والدین لیبرال و رادیکالی هستند که در زندگی شخصی خود بر ارزش­هایی چون نوع دوستی، روشنفکری، اصالت احساس، اخلاق‏ گرایی و نظایر آن تأکید دارند. از این رو، آنان منعکس­ کننده و حاملان ارزش­های والدین خود بوده ‏اند و در عمل، به ستیز با جامعه کشانده شده و رو در روی آن قرار گرفته ‏اند (محسنی تبریزی، 1381:ص 149 – 148).

به این ترتیب، فلکس بیگانگی جوانان و نوجوانان را در جامعه در یک حالت نه محصول طرد و نفی کامل ارزشیابی والدین توسط آنان، بلکه معلول تربیت و اجتماعی شدن موفق آنها در محیط خانواده می ‏داند. در این معنی، آنهایی که در تظاهرات، اعتراضات و در هر شیوه و رفتار بیگانه گونه شرکت می‏ کنند کسانی نیستند که در سلک کجروان و آئین منحرفان در آمده ‏اند، بلکه افرادی به شمار می‏ آیند که با یک سنت فرهنگی رشد یابند و پویا تربیت و اجتماعی شده ‏اند.

حالت دیگر بیگانگی که فلکس آن را بحران هویت و خودشناسی می‏ داند محصول ناهمسویی میان ارزش­های خانواده و مدرسه، ناتوانی آن­ها در انتقال ارزش­ها و آموزش اجتماعی، ایجاد شرایط آنومیک و کمک به ظهور شخصیت سر­در­گم، خود باخته و بیگانه از خویش است.از این منظر، بحران هویت محصول مستقیم دو شرایط و حالت اجتماعی است:

   الف-ناتوانی جامعه (نهادهای اجتماعی نظیر خانواده، مدرسه) در انتقال فرهنگ و تربیت اجتماعی

ب-ناتوانی نهادهای اجتماعی در جذب و جلب نوجوانان از یکسو و غلبه و سیطره آن­ها بر یکدیگر در وضعیت کشاکش و ستیز (محسنی تبریزی، 1380:ص 160-159).

دیوید رایزمن (1962) در اثر معروف خود، «انبوه تنها»، خاطر نشان می‏ کند که نظام تربیتی و آموزشی، به ویژه نظام خانواده و مدرسه در جامعه جدید نه به عنوان آژانس­های اجتماعی­ کننده بلکه به مثابه نیروهای بیگانه ­ساز عمل می‏ کنند. به ­زعم رایزمن، امروزه نهادهای اجتماعی جوانان و کودکان را به گونه ‏ای تعلیم و آموزش می‏ دهند و در طریقی اجتماعی می‏ کنند که پیش از آنکه جوان خودمدار و خود اتکا بار آید، دیگر محور و وابسته تربیت می­ شود. از این منظر، به جوان گفته می ­شود که برای رفتاری مقتضی به دیگران بنگرد و در احراز نقش­های مقرر در ساختارهای پیچیده اجتماعی، معیارهای گروه و ضوابط بیرونی را مد­نظر داشته باشد. در چنین وضعیتی او (نوجوان) ارتباط بنیادی با خویشتن خویش را از دست می‏ دهد و نوعی بیگانگی با خویش را تجربه می‏ کند. رایزمن نیز چون فروم معتقد است که در نظام تربیتی و آموزشی جامعه جدید، کودک فرصت خودشناسی نمی ‏یابد. او چیزی درباره خود بی ‏واسطه نمی ‏آموزد. او خود نیست که گواهی بر مال و نام و قابلیت­ها و استعدادها و توانایی­های خود دهد. آنچه از کار و و تلاش انجام می‏ دهد هیچگاه به خاطر خود، ارزیابی و ارزشیابی نمی‏ گردد بلکه همه به خاطر میزان تأثیری است که بر دیگران می‏ گذارد (محسنی تبریزی، 1380:ص 161). وی الگوهای اجتماعی‌کننده‌ی جامعه را مسئول ازخودبیگانگی فرد می‌داند. در نظر وی الگوهای اجتماعی‌کننده‌ی جامعه‌ی مدرن به گونه‌ای ست که فرد را بیش از آن‌که متوجه خود کند تحت ارشادات دیگران در می‌آورد. یعنی به فرد همواره توصیه می ­شود که برای رفتار و کرداری معقول و مطلوب به دیگران بنگرد، در چنین شرایطی است که فرد ارتباط بنیادی را با خویشتن گم کرده و دچار نوعی «بحران هویت» می­ گردد.

رایزمن عقیده دارد که «در جوامع مدرن، افراد پیرو دیگران» هستند. زیرا رفتار هرکس، همیشه تحت­ نفوذ افراد دیگر است و هر فرد می‌کوشد از رفتار دیگران اطلاع حاصل کرده، خود نیز این رفتار را دنبال کند. بدین ­سبب در چنین جوامعی وسایل ارتباط جمعی که منعکس‌کننده‌ی رفتار دیگران است، به کالاهایی مصرفی تبدیل می‌شوند. بدین­ طریق محتوای سیاسی و فرهنگی این وسایل نیز شکل مصرفی پیدا می‌کند و ماهیت رهبری‌کننده و آموزنده‌ی خود را از دست می‌دهد. در این شرایط انسان به موجودی تبدیل می­ شود که از هر گونه فعالیت در راه تحول سیاسی جامعه روگردان شده و به امیال شخصی و مصرفی رو می‌کند (بیدگلی، 1379:ص 106 – 104). زندگی افراد پیرو دیگران در جامعه‌ی مصرف، رفته‌رفته به جایی می‌رسد که همه دچار ازخودبیگانگی می‌شوند. از هستی حقیقی تهی شده، شخصیت و ماهیت انسانی خود را از دست می‌دهند. بدین­ ترتیب، افراد به جای آن‌که به گذشته و آینده‌ی خود با دیده‌ی بصیرت بنگرند و با روش­های صحیح عقلی راه تعالی را برگزینند، فقط به پول، غذا، بازی و بیهودگی می‌اندیشند. در تبدیل میلیون‌ها انسان به یک توده‌ی «بی‌شخصیت و جاهل» که تحت ­تأثیر سودجویی‌ها و خودخواهی‌ها قرار گرفته خلاقیت علمی و فرهنگی را از دست داده، مقام سازنده‌ی انسانی را در تحولات سیاسی رها کرده و به سازشکاری پرداخته است، نقش منفی وسایل ارتباط­ جمعی را نمی‌توان انکار کرد. باید دانست که وسایل ارتباطی، خود به وجود آورنده‌ی «انبوه خلق تنها» هستند. زیرا طرز کار وسایل ارتباط­ جمعی سبب می­ شود که گروه‌های طبیعی انسانی مانند خانواده، و گروه‌های متشکل انسانی، مانند گروه‌های مذهبی، سیاسی و فرهنگی متلاشی شوند و هر فرد جدا از دیگران در تنهایی زندگی می‌کند و می‌تواند به پیام‌های ارتباطی نیز جدا از دیگران دسترسی داشته باشد. طبیعی است که بدین­ ترتیب، تعداد فراوانی از اعضای تنهای این انبوه خلق در معرض تبلیغات فریبنده‌ی وسایل پرقدرت ارتباط­ جمعی، نیروی تفکر و پایداری را از دست می‌دهند و به قیدوبندهای تبلیغاتی گرفتار می‌شوند که این نیز باعث ازخودبیگانگی انسان و بیگانگی انسان از دیگران و جامعه می­ شود (بیدگلی، 1379:ص 106 – 104).آگاهی به «ازخودبیگانگی» برای انسان‌ها که از طریق زندگی مادی و ظاهری خود جامعه‌ی صنعتی پیوستگی یافته‌اند و ارضای خود را در بر آوردن نیازهای موجود در این جامعه می‌دانند کار دشواری است.

 

 


  • آخرین ویرایش:یکشنبه نهم شهریورماه سال 1393
نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین پست ها

زیبایی زندگی و مرگ..........پنجشنبه بیست و پنجم مردادماه سال 1397

همین روزها.............جمعه پانزدهم تیرماه سال 1397

فقر وجودی ما.............شنبه نهم تیرماه سال 1397

مقاومت در برابر استبداد..........یکشنبه سوم تیرماه سال 1397

واژگونی بت ها..........شنبه دوم تیرماه سال 1397

نظریه ی ناشرانه نشر ثالث..........یکشنبه بیستم خردادماه سال 1397

ایرانی «حاشیه نشین شده» ..........یکشنبه بیستم خردادماه سال 1397

همین چند روز پیش..........دوشنبه سی و یکم اردیبهشتماه سال 1397

خشونت علیه خود..........یکشنبه بیستم اسفندماه سال 1396

همین چندروز پیش..........سه شنبه یکم اسفندماه سال 1396

سانسور در گولاگ..........دوشنبه شانزدهم بهمنماه سال 1396

همین چندروز پیش..........دوشنبه نهم بهمنماه سال 1396

حکایت ما و دانشگاه آزاد..........جمعه ششم بهمنماه سال 1396

همین چندروز پیش..........شنبه سی ام دیماه سال 1396

نذری های منزلتی..........یکشنبه شانزدهم مهرماه سال 1396

به مناسبت روز جهانی معلم - یادی از محمد بهمن بیگی..........شنبه پانزدهم مهرماه سال 1396

انشای اول مهر..........یکشنبه دوم مهرماه سال 1396

زندگی بدون تزویر..........جمعه سی و یکم شهریورماه سال 1396

نویسنده و جامعه..........دوشنبه شانزدهم مردادماه سال 1396

معرفی یک کتاب: مفاهیم بنیادی نظریه اجتماعی کلاسیک..........جمعه ششم مردادماه سال 1396

وقت خوش نوشتن..........دوشنبه دوم مردادماه سال 1396

ترلان - فریبا وفی..........چهارشنبه بیست و هشتم تیرماه سال 1396

از دل - مویه های دیروز..........چهارشنبه بیست و یکم تیرماه سال 1396

تروریسم و تبعیض..........جمعه نوزدهم خردادماه سال 1396

در راستای توزیع سیب زمینی و آرد متبرک میان تنگدستان:..........شنبه دوازدهم فروردینماه سال 1396

ترجمه کتاب جامعه شناسی بدن..........شنبه هفتم اسفندماه سال 1395

ترجمه جدید از زیمل..........شنبه هشتم آبانماه سال 1395

.............جمعه دوم مهرماه سال 1395

گذری به بخش سرطان..........شنبه ششم شهریورماه سال 1395

از برشت..........دوشنبه چهارم مردادماه سال 1395

همه پستها